تبليغاتX
₪₪ علامت سؤال ₪₪

silver-moonlight

افسون خانمی

silver-moonlight

http://silver-moonlight.blogfa.com

₪₪ علامت سؤال ₪₪

₪₪ علامت سؤال ₪₪ - !i! ملکه‌ی مورچه‌ها !i!

₪₪ علامت سؤال ₪₪

تاب قفس نداشتم
نا و نفس نداشتــم
توو عالم عاشقــــی
فکر هوس نداشتـــم
امـّـا...
بازم بد شدی
از عشق من رد شدی!
لعنت به این رفاقت که تو...
زخـم مجــدد شـــدی

از: حامد هاکان (...زخم کاری خورده‌ای تا جاودان دلتنگ)

₪₪ علامت سؤال ₪₪

!i! ملکه‌ی مورچه‌ها !i!

[این قسمت پاکیده شد!(توو مایه‌های خودسانسوری و این حرفا!)]

 

بله!.. عرض شود خدمتتون که در کل اوضاع آنگونه که ما تصور و پیشبینی می‌نمودیم، پیش نرفت. و ما در اکثر روزهای عید، آنگونه که پیشبینی می‌شد، busy نبودیم! اما... حس و حال نت آمدن هم نمی‌داشتیم!.. تا الآن هم نداشتیم! لکن موردی پیش آمد و ما اندکی به ذوق آمدیم!

البته مطمئن می‌باشیم که برای اکثریت اصلاً هم چیز جالبی نیست و در نتیجه پیشنهاد می‌کنیم که تا پایان این مطلب را نخوانده و تا همین‌جا که خواندید، ول کنید و بروید! چون به احتمال قوی از نظر شما، ۱ مطلب وقت تلف کن(عجب عبارتی!) خواهد بود!

 

من حال و حوصله‌ی اصغر / اکبر کَندَن(برگرفته از صغری / کبری چیدن!!) ندارم! پس طبق معمول می‌رم پای فرع متن!!(همون سر اصل مطلب دیگه!)

ننه روم به دیفال! روم به دیفال! رفته بودم دست به آب! بعد ۱ مورچه دیدم، این هوا!(الآن داری می‌بینی؟!.. ببین!.. این هوا!!)

اصلاً بیا این عکسش:

 

بعد نکه اصولاً اینجا از این مورچه گُنده مُنده‌ها، که توو شیراز نمونه‌هاش زیاده، یافت می نشود! محض همون بدین شک نمودیم که نکند وی ملکه‌ی موری جون‌ها می‌باشد آیا؟!

بعد هی فکر کردیم که چرا تنهایی پلاس شده اینجا آیا؟!.. بعد اندکی با خودمان مزاح نموده و تصور نمودیم که شاید به پادشاه مورچه‌ها خیانت کرده و در نتیجه از قصر انداختنش بیرون!

بعد به این اندیشیدیم که با فرض اینکه وی ملکه می‌باشد، به حال خویش رهایش کنیم یا دخل مبارکش را بیاوریم؟!.. اول گفتیم بی‌خیالش! بعد یادمان آمد که اینا همینجوری هم کلی تعدادشان زیاد می‌باشد! و در پی این اندیشه به این نتیجه رسیدیم که دخل مبارکش را بیاوریم!

و اینگونه بود که دقایقی چند پس از اینکه عکسش را گرفتیم تا در خبرگزاری «افی‌نیوز»(AfiNews) منتشر نماییم، با یک حرکت بشر ندوستانه و آنتی محیط زیستی و از این قبیل! تقریباً به سه‌ــ‌چهار قسمت نامساوی تقسیمش نموده و به قتل رساندیمش!

و البته درسی که ما از این ماجرا گرفتیم، این بید که به واقع به این مهم ایمان آوردیم که قاتل به محل جنایتش باز می‌گردد! چرا که ما اطمینان داریم که بالاخره wc لازم می‌شویم!!

 

پ.ن.۱: اینجا ۱ سری تست‌های مختلف رواشناسی هست که امروز در طی عملیات جستجو در گوگل یافتیدم! گفتم شاید دوست داشته باشید بخوانید.

 

پ.ن.۲: این بازی هم جالبه! من تا مرحله‌ی سیزدهمش رفتم، اما اونجا گیر کردم! هر چی می‌فکرم راهش رو پیدا نمی‌کنم!

«افسـون»

+ نوشته شده در 88/01/17ساعت توسط افسون خانمی |